فضولی . نمی شدم

 

فضولي

اي كاش بنده تو خدايا نمي شدم
با وعده بهشت تو اغوا نمي شدم

...
مي گفتيم بخوان كه اجابت كنم ، مدام
مي خواندم و مجاب تو اما نمي شدم

دستور تو نبود هزاران هزار سال
از خواب غار كهفي خود پا نمي شدم

آن آي آب درس نخستين اگر نبود
در زحمت نوشتن بابا نمي شدم

عشق تو بود سر به جنون زد وگرنه من
ديوانه ي حكايت ليلا نمي شدم

آن حُسن يوسفي كه تو دادي اگر نبود
پاگير اتهام زليخا نمي شدم

اين بي عدالتي يست وگرنه كه بي گناه
محكوم جرم آدم و حوا نمي شدم

حالا مردّدم كه در اين چند روز عمر
خوب است بنده تو شدم يا نمي شدم

جدّي مگير محض مزاح است ورنه من
اين گونه مرتكب به غلط ها نمي شدم.
 

ستار خان سردار ملی

    
    
نامی را برای برچسب‌گذاری بنویسید:

 

ستارخان سردار ملی


فرزند برومند آذربایجان


او از اهالی روستای بی شک (اکنون: سردارکندی) ارسباران (قره‌داغ)

آذربایجان بود که در مقابل قشون عظیم محمدعلی شاه پس از به توپ

بستن مجلس شورای ملی و تعطیلی آن که برای طرد و دستگیر کردن

مشروطه خواهان تبریز به آذربایجان گسیل شده بود ایستادگی کرد و بنای

مقاومت گذارد. وی مردم را بر ضد اردوی دولتی فرا خواند و خود رهبری آن را

بر عهده گرفت و به همراه سایر مجاهدین و باقرخان سالار ملی مدت یک

سال در برابر قوای دولتی ایستادگی کرد و نگذاشت شهر تبریز به دست

طرفداران محمد علی شاه بیفتد.

رهبری ِ مجاهدین تبریز و ارامنه و قفقازی‌ها را بر عهده داشت و مقاومت

شدید و طاقت فرسای اهالی تبریز در مقابل سی و پنج الی چهل هزار نفر

قشون دولتی، با راهنمایی و رهبریت او انجام گرفت، به طوری که شهرت او

به خارج از مرزهای کشور رسید .در جراید اروپایی و آمریکایی هر روز

نام او با خط درشت ذکر می‌شد و درباره مقاومت‌های سرسختانه وی

مطالبی انتشار می‌یافت


بواسطه ظلم و دسیسه های دولت روس و بنا به درخواست تهران،

ستارخان تصمیم به حرکت به تهران می‌نماید. شاید هدف دولت مشروطه از

این اقدام، که به بهانه تجلیل از ستارخان و باقرخان صورت گرفته بود در واقع

کنترل آذربایجان و خلع سلاح مجاهدین تبریز بود. روز شنبه در شب عید

نوروز، جمعیت زیادی از مردم و رجال شهر از جمله یپرم خان ارمنی برای

وداع با ستارخان و باقرخان جمع شدند و آنان درمیان هلهله جمعیت از منزل

خود بیرون آمدند و به سوی تهران حرکت کردند. در بین راه نیز در شهرهای

میانه، زنجان، قزوین و کرج استقبال باشکوهی از این دو مجاهد آزادی به

عمل آمد و هنگام ورود به تهران نیمی از شهر برای استقبال به مهرآباد

شتافتند و در طول مسیر چادرهای پذیرایی آراسته با انواع تزیینات، و طاق

نصرت‌های زیبا و قالی‌های گران قیمت و چلچراغ‌های رنگارنگ گستردند. در

سرتاسر خیابان‌های ورودی شهر، تابلوهای زنده باد ستارخان و زنده باد

باقرخان مشاهده می‌شد. تهران آن روز سرتاسر جشن و سرور بود.

ستارخان پس از صرف ناهار  که در چادر آذربایجانی‌های مقیم تهران

تدارک دیده شده بود به سوی محلی که برای اقامتش در منزل صاحب اختیار

(محلی در خیابان سعدی کنونی) در نظر گرفته بودند رهسپار شدند.

«ازمیدان توپخانه و خیابان لاله‌زار، تا باغشاه تمام پشت بام ها و خیابانها و

دکان ها، زن و مرد ایستاده بودند».  باغ اتابک (محل فعلی

سفارت روسیه) را به اسکان ستارخان و یارانش و محل عشرت آباد را به

باقرخان و یارانش اختصاص دادند. پس از چند روزی که نیروهای هر دو طرف در

محل‌های تعیین شده اسکان یافتند مجلس طرحی را تصویب نمود که به

موجب آن تمامی مجاهدین و مبارزین غیرنظامی از جمله افراد ستارخان و

خود او می‌بایست سلاح‌های خود را تحویل دهند. این تصمیم به دلیل بروز

حوادث ناگوار و ترور مرحوم سید عبدالله بهبهانی و میرزاعلی محمدخان

تربیت از سران مشروطه گرفته شده بود.، اما یاران ستارخان از پذیرفتن این

امر خودداری کردند. به تدریج مجاهدین دیگری که با این طرح مخالف بودند

به ستارخان و یارانش پیوستند و این امر موجب هراس دولت مرکزی شد.


بعدازظهر اول شعبان ۱۳۲۸ق قوای دولت مشروطه، که جمعاً سه هزار نفر

می‌شدند به فرماندهی یپرم خان ارمنی، یار قدیمی ستارخان در تبریز و

رئیس نظمیه وقت، باغ اتابک را محاصره کردند .

 و جنگ بین قوای دولتی و مجاهدین آغاز گشت.

در این جنگ قوای دولتی از چند عراده توپ و پانصد مسلسل شصت تیر

استفاده کردند و به فاصله ۴ ساعت ۳۰۰ نفر از افراد حاضر در باغ کشته

شدند. ستارخان  در مسیر پله‌ها در یکی

از راهروهای عمارت تیری به پایش اصابت کرد و مجروح شد و قادر به حرکت

نبود. اندکی بعد قوای دولتی او را دستگیر کردند و به منزل صمصام السلطنه

بردند و خود و اتباعش ناچار به خلع سلاح شدند.

بعد از این وقایع، ستارخان خانه نشین شد و پزشکان حاذق برای مداوای

پای او تمام تلاش خود را کردند، اما معالجات به جایی نرسید و در تاریخ ۲۸

ذی الحجه ۱۳۳۲هـ. ق (۲۵ آبان ۱۲۹۳ش/ ۱۶ نوامبر ۱۹۱۴م) در تهران

درگذش

 

ترکی و گیلکی

 

مختصری از مشترکات فرهنگی ترک و گیلک

هر قوم و قبیله ای و هر ملت و کشوری زبان و فرهنگ و آداب و رسوم

مخصوص به خود را دارد که پشتوانه فرهنگی و اجتماعی آن قوم یا قبیله

محسوب می گردد، این گونه امور معمولاً سینه به سینه ، از نسلی به نسل

دیگر منتقل شده، تا به دست ما رسیده است و ما نیز وظیفه حفظ ،

نگهداری و انتقال آن را به نسل بعد بر عهده داریم . در ادبیات به این گونه

امور « ادبیات فولکلوریک » و یا بومی محلی گفته می شود. وقتی دو فرهنگ

به علل مختلف همجواری ، قرابت نسبی و سببی ، امور شغلی و معیشتی

و... با هم ارتباط داشته باشند ، خواه ناخواه بر یگدیگر تاثیر خواهند گذاشت

که امری طبیعی و عادی است . گیلان و آذربایجان دو قوم با پشتوانه های

عظیم فرهنگی و اجتماعی نیز از این امر مستثنا نبوده و تاثیرات بسیاری از

یکدیگر پذیرفته است که در بحث واژه گان ، امثال و قصص و... کاملاً مشهود

می باشد. ما در این خلاصه قصد داریم تنها چند نمونه از آن را بیان نماییم.

چنانکه می دانید استان گیلان از یک سوی از طارم با استان زنجان و از

سویی دیگر در مسیر آستارا به استان اردبیل متصل می گردد. وقتی به

طرف غرب گیلان سفر می کنیم ، نفوذ زبان ترکی را به خوبی مشاهده

نموده به نحوی که در تالش و آستارا کاملاً ترکی زبان اصلی مردم در

محاورات روزمره می گردد . از سویی دیگر به علّت مرز زمینی بسیار نزدیک

آستارا با جمهوری آذربایجان این امر تشدید شده ، به نحوی که روزانه افراد

بسیاری به جهت تجارت و خرید و فروش وارد آستارا شده و هنگام غروب باز

می گردند.

بحث بعدی وجود کار در گیلان و نیاز به کارگر بوده که از گذشته های دور

افراد بسیاری از استانهای اردبیل و آذربایجان شرقی به گیلان مهاجرت می

کردند . نگارنده خود در کودکی وجود هموطنان ترک زبان را در کارهای

ساختمانی ، کارخانه های چای سازی و بازار برنج مشاهده نموده است .

( جالب اینکه این افراد پاتوق مخصوص در یکی از قهوه خانه های رودسر

داشتند و همیشه عاشقی هم در آنجا مشغول خواندن و نواختن بود که

نگارنده بسیار به آن علاقه داشت). مسئله بعدی بندر انزلی و عبور و مرور

کشتی ها از شوروی سابق و روسیه کنونی به گیلان بوده که سبب ورود

واژه های ترکی و کلمات روسی در زبان گیلکی شده است. نمونه های

کلمات روسی چون : سماور ، سیمکا (حلب شیروانی) ، سیتکا (چراغ

زنبوری) و... یکی دیگر از علل تبادل فرهنگ ، حضور افراد بسیاری با عنوان

سپاه دانش در رژیم گذشته را می توان ذکر نمود. باید توجه داشت که این

گونه ارتباط گاه موجب ازدواج برخی هم می شد که تبادل فرهنگی را دو

چندان می کرد.

واژه فرغان(وسیله حمل مصالح ساختمانی): به این واژه در ترکی « داشگه» dashgeh

 می گویند که عیناً در گیلکی نیز به کار می رود. واژه ذرّت یا بلال: به این

کلمه در ترکی « مَکَه» makah می گویند که در گیلکی بدان « مَکَه بیج »maka bıj

 یعنی مکه ی برشته شده گفته می شود. واژه های : پامادور (گوجه

فرنگی) ، دال به دال (پشت سر هم) ، داغلار (کوه ها ) و... که در غرب

گیلان این کلمات خیلی بیشتر است که جهت ایجاز سخن به همین بسنده

می کنیم.

در بحث اصطلاحات و ضرب المثلها و داستانهای محلی نیز این تبادل

مشخص است. مثلاً ضرب المثلی در ترکی هست که « گیلان عاشیق یئری

دئیر » گیلان جای عاشق (نوازنده) نیست. چون کار در گیلان زمین سخت

بوده و عاشیق ها کار سخت انجام نمی دادند ، این مثل به وجود آمده

است. نمونه دیگر آوازی محلی است که بیشتر کودکان استفاده می کردند

« کچل کچل دانیه » در جایی از این گفته می شود « آچار دئوه بوینوندا ،

دئوه گیلان یولوندا» که باز بیانگر مهاجرت به گیلان زمین است .

در داستانها نمونه ای جالب را زنده یاد « شیون فومنی» در شعر « گئشه

دمرده »بیان می نماید. گئشه در گیلکی به معنی عروس بوده (پل معروف

گیشا در تهران هم این واژه است ) و زومه به معنی داماد. گئشه دَمَرده نام

رودخانه ای در غرب گیلان (اطراف فومن) می باشد . یعنی رودخانه ای که

عروس در آن غرق شده است که این داستان با « سارای » در ترکی

مطابقت دارد. در لباسهای محلی نیز این امر مشهود است و بسیاری دیگر

که در این مقوله نمی گنجد ..... قسمت اول

سیامک روشن

 

 

زلزله اوشاقلارینین شکیلری

 

آزربایجانین زلزله منطقه سینده  اوشاقلارین چکدیگی شکیلر  ساتیشا

قویولدو .

از طرف انجمن حمایت از حقوق کودکان نقاشی های ذیل که توسط بچه

های مناطق زلزله زده کشیده شده بود دیروز ۱۰/۷/۹۱ در طبقه هفتم

بیمارستان آتیه به فروش  گذاشته شد. و از طرف مردم استقبال خوبی شد

pfpgkc3vs7gsxpq0o3w.jpg  dcdx8ylumht5ic4672ca.jpg  b6utiurv7hrtxd6s50.jpg  nbqegmtuvpgn67kw8rg5.jpg 

8w86xwh3zqen5g65c9.jpg  7aw1ubakk3oaryfjau9z.jpg  yhodfuvpddw87mc18d7w.jpg  7aw1ubakk3oaryfjau9z.jpg

axt7qj6ygrc33wvsbtyb.jpg  1p4mo8qg773zlx5lmz26.jpg  oomb40p7ha6o5txr87.jpg  rdugamyycwx8olq252m.jpg

7mas7e8njtfaqm57na6.jpg  3ub6wzzewm5q0py1gqsb.jpg  017xuxlgsreco204x9y.jpg dbck7w8ldec850esqo3w.jpg

jzmhq3rr3w2cuj2m80hb.jpg 

 

  

بدون شرح

ks7u1gd81nhgd0y3icd.jpg

عاقبت زیاده خواهی

 

دلایل فروپاشی یوگسلاوی سابق....حفظ تمامیت ارضی یوگسلاوی در اولویت برنامه ها قرار
داشت....امروزه پس از پشت سر گذاشتن یك دهه بحران ، شاهد پویایی كشورهای استقلال
یافته هستیم .
درحدود ساهای 1929 میلادی صربستان ، كروواسی ، اسلوونی و
ایالتهای كوچك ، همچون مقدونیه و بوسنی با هم متحد شدند و فدراسیون یوگسلاوی را
تشكیل دادند ، این اتحاد نتیجه از هم پاشیدن امپراتوریهای اتریش – مجارستان و عثمانی بود
در بطن فدراسیون تازه تاسیس یوگسلاوی ، صربها با یك توجیه نامعقول ، بنام اكثریت در
یوگسلاوی و همچنین مشاركت در نابودی امپراتوری اتریش – مجار و تشكیل یوگسلاوی جدید
، همواره می خواستند نقش اصلی را ایفا كرده و كلیه اهرمهای قدرت را در دست بگیرند.
بدلیل حس برتری جوی قومی وتعدد صربها ، تنش قومی در یوگسلاوی از ابتدای اتحاد آنها ،
وجود داشته و در سال 1991 به اوج خود می رسد.
پس از جنگ جهانی دوم با به قدرت رسیدن ژوزف بروز تیتوی كرووات كه حفظ تمامیت ارضی
یوگسلاوی در اولویت برنامه های او قرار داشت و با توجه به موقعیت اجتماعی جامعه آن زمان
یوگسلاوی و از همه مهمتر حفظ قدرت و حفظ منافع شخصی (بعدها تیتو به یكی از
دیكتاتورهای بالكان تبدیل شد) به اختلافات و تنشهای قومی ، مذهبی ، زبانی هیچگونه
توجهی نكرد و اهمیت قائل نشد.
در سایه قدرت آهنین و شكننده و دیكتاتوری مارشال تیتو اختلافات و تنشهای قومی بطور
موقت فروكش نموده و به تلی از آتش زیر خاكستر تبدیل شدند.
مرگ مارشال تیتوی دیكتاتور در سال 1986 باعث شد این بار یك صرب افراطی چند آتشه بنام
اسلو بودان میلوشویچ یا میلوسویچ بر قدرت یوگسلاوی تكیه دهد. سر كار آمدن میلوشویچ
نقطه شروع دوباره اختلافات قومی بود و یوگسلاوی را دچار یك جنگ وحشتناك و خونین نمود
تاریخ هیچوقت وحشی گریهای صربها را كه تنها حاصل تفكر غلط و كهنه پرستانه حاكمیت
مطلق یك نژاد بر سایر اقوام یك جامعه میباشد را فراموش نخواهد كرد.
اگر صربهای بوسنی به حق خود بعنوان یك شهروند با حقوق برابر و مساوی با دیگر اقوام
راضی بودند و تحت تاثیر سیاستهای نسل كشانه سردمداران خود (كه بعدها بجرم بزرگترین
جنایتكار و نسل كش محاكمه شدند) دچار توهمات نژاد پرستانه قرار نمی گرفتند این همه
خون ریخته نمی شد.
نام اسلوبودان میلوشویچ رئیس جمهور صربستان كه رویای امپراطوری بزرگ قوم صرب در
برابر سایر اقوام و مذاهب بالكان را در سر می پروراند بعنوان یك جنایتكار و عامل اصلی فجایع
فدراسیونهای یوگسلاوی بر سر زبانها افتاد و بعدها دیدیم كه چگونه این دیكتاتور خونریز و
جنایتكار و عامل اصلی نسل كشیهای پاره ای از بالكان در دادگاه بین المللی لاهه بعنوان
جنایتكار جنگی شناخته شد.
اگر یك بار دیگر بحران یوگسلاوی را مرور كنیم می بینیم كه شروع نسل كشیها و رویای احیای
دولت " تزارهای صرب " توسط یك جنایتكار از اوایل دهه 90 شروع میشود
سر انجام رفتار وحشیانه ی صربهای تمامیت خواه و اكثریت طلب منجر به استقلال كشورهای
اسلونی ، كروواسی ، بوسنی ، مقدونیه و كوزوو و فدراسیون جدید "صربستان و مونته نگرو"
از فدراسیون سابق یوگسلاوی شد.
امروزه پس از پشت سر گذاشتن یك دهه بحران ، شاهد پویایی كشورهای استقلال یافته
هستیم .

 

دریاچه ارومیه

 

در گفتگو با ایلنا اعلام شد:
احتمال خشكی كامل دریاچه ارومیه در آینده نه چندان دور
از سال 1993 تا سال 2011 سطح آب دریاچه ارومیه 7 متر کاهش یافته که با روند فعلی کاهش سطح آب انتظار می رود که در سال های نه چندان دور شاهد خشک شدن کامل دریاچه باشیم که البته نقش اصلی را در این زمینه عوامل غیرطبیعی و انسانی ایفا می‌کنند.

ایلنا - تبریز: عضو هیات علمی دانشکده علوم محیطی و معماری دانشگاه تبریز گفت: نتایج یک طرح پژوهشی نشان می‌دهد تغییرات اقلیمی تا حدی بر حوضه دریاچه ارومیه تاثیر گذاشته و باعث افت نسبی آب دریاچه شده است.

دکتر علی محمد خورشیددوست در گفتگو با خبرنگار ایلنا افزود: از سال 1993 تا سال 2011 سطح آب دریاچه ارومیه 7 متر کاهش یافته که با روند فعلی کاهش سطح آب انتظار می رود که در سال های نه چندان دور شاهد خشک شدن کامل دریاچه باشیم که البته نقش اصلی را در این زمینه عوامل غیرطبیعی و انسانی ایفا می‌کنند.

مجری این طرح پژوهشی با بیان اینکه تغییرات اقلیمی به صورت وقوع سیلاب ها و خشکسالی باعث خسارت گسترده ای به بخش‌های کشاورزی در حوضه دریاچه ارومیه شده است، افزود: با توجه به این امر، در این تحقیق رودخانه های مستقر در حوضه دریاچه ارومیه مورد بررسی قرار گرفت که در وضعیت موجود، دبی رودخانه های فوق نیز از این امر تاثیر پذیرفته‌اند و همچنین در کنار این رخداد، افزایش دما بر نیاز آبی گیاه اثر گذاشته و باعث کاهش محصول در این نواحی شده است.

خورشیددوست با بیان اینکه به منظور کاهش اثرات خشکسالی نیاز به اقدامات پیشگیرانه ای همچون استفاده از سیستم های نوین آبیاری و احداث نهرها و مدیریت اصولی منابع آبی حوضه محسوس است، خاطرنشان کرد: برای انجام این اقدامات نیاز به شناسایی دوره های برگشت خشکسالی و سیلاب در منطقه مورد مطالعه بوده، اما باید به این نکته نیز توجه شود که برای انجام محاسبات فوق داده های بلند مدت نیاز است که در اکثر ایستگاه های یاد شده اندازه گیری نشده و به این منظور از روشهای شبیه سازی استفاده شده است.

وی خاطرنشان كرد: در این تحقیق برای برون یابی و درون یابی داده های بارش و دبی در ایستگاه های ارومیه، تبریز، مراغه، تکاب، خوی و سراب از شبیه ساز مونت کارلو در نرم افزار MAPLE استفاده شده است و از بین توزیع های مختلف، توزیع لوگ پیرسون تیپ سه بهترین برازش را به بارندگی های ماهانه داشته است که در این بین برای بررسی دبی حداکثر حوضه نیز از توزیع گامبل استفاده شده است.

خورشید دوست یادآور شد: سازمان هواشناسی جهانی نیز به این منظور توزیع گامبل را پیشنهاد كرده است و علت استفاده از نرم افزار MAPLEدر این تحلیل، مزیت آن در طراحی الگوریتم های ریاضی و به نوعی برنامه نویسی ریاضیات است که الگوریتم های ارائه شده توسط این نرم افزار شامل مجموعه های متناهی از دستورالعمل هاست که به صورت دقیق بیان شده و به حل مسائل می‌انجامند.

مجری این طرح با بیان اینکه نتایج این تحقیق نشان می دهد که بارش حوضه دریاچه ارومیه همواره دستخوش نوسان است، تصریح کرد: این نتایج با انجام تحلیل های خشکسالی و دوره های برگشت حداکثر بارندگی به همراه بررسی مقادیر تبخیر و تعرق پتانسیل بدست آمده است که از سال 1992 دما به طور مداوم افزایش یافته، به صورتی که این مقدار در ایستگاه ارومیه از 4/9 درجه سانتیگراد به 7/12درجه سانتیگراد در سال 2002 رسیده است، یعنی در فاصله زمانی 10 سال معادل 3/3 درجه سانتیگراد افزایش دما مشاهده شده است.

به گفته وی مقادیر افزایش دما بین 3/3 تا 4 درجه سانتیگراد در بین ایستگاه‌های مختلف متفاوت است، به طوری که از سال 2002 بعد از 10 سال افزایش دما، کاهشی در دمای میانگین مشاهده می شود و با بررسی نمودارها مشاهده می شود که رابطه عکسی بین بارش و دما حاکم است.

عضو هیات علمی دانشگاه تبریز با اشاره به اینکه در ایستگاه های ارومیه، تبریز، تکاب و خوی به طور مداوم کاهش بارندگی مشاهده شده است، خاطر نشان کرد: شدیدترین میزان کاهش متعلق به ایستگاه ارومیه با مقادیر 160 میلیمتر در سال 2005 است و در ایستگاه‌های خوی و سراب مقادیر بارش روند صعودی را در پیش گرفته است.

وی با بیان اینکه در این تحقیق برای بررسی وضعیت خشکسالی از شاخص های SPI، PN، DI استفاده شده است، گفت: بر اساس این سه شاخص شدیدترین خشکسالی متعلق به سال 1990 در ایستگاه سراب بوده و میانگین بارندگی معادل 120 میلیمتر است.

این پژوهشگر با اشاره به سایر بخش های این تحقیق افزود: مدل های ریاضی و احتمالاتی مورد استفاده در این تحقیق تا حدی نشانگر دخالت عوامل اقلیمی در خشکی دریاچه ارومیه هستند، اما علت اصلی این خشکی را باید در عوامل انسانی و دخالت عناصر غیرطبیعی جستجو کرد.

خورشید دوست افزود: نتایج این تحقیق تنها می تواند 20 الی 30 درصد نقش موثر مداخله عوامل اقلیمی و طبیعی را در این امر نشان دهد، اما قریب 70 درصد خشکی دریاچه ارومیه به احداث سدها، عدم مدیریت صحیح منابع آبی ورودی به دریاچه، تعیین حقابه برای دریاچه ارومیه، کشت متمرکز گونه های جدید در منطقه و عواملی از این قبیل ذکر کرد.

علی محمد خورشید دوست، مجری این پروژه این طرح را با همکاری مهدی فیض اله پور و مهدیه شادفر به پایان رسانده است.

علی محمد خورشید دوست، دانشیار و عضو هیئت علمی دانشکده علوم محیطی و معماری دانشگاه تبریز هم اکنون دارای بیش از 55 مقاله علمی پژوهشی، 4 مقاله ISI، و مترجم و مولف 6 جلد کتاب منتشره در زمینه های گوناگون زیست محیطی است.

 

استاد تقی خسروی

 

 

بیوگرافی شاعر ترک خراسانی استادتقی خسروی:

آقای تقی خسروی متولد1341 روستای صدو (شغل آباد فعلی ) از توابع شهرستان قوچان خراسان رضوی، شاعر ترک خراسانی و عارف و نوازنده دوتار هستند و اشعارترکی سروده ایشان غالباً به سبک ترکی خراسانی است. و به " آرچه تخلص"می نمایند. فعالیتهایی که ایشان انجام می دهند، تعمق و غور در سرودهای مختوم قلی ، نباتی، فضولی و اشعار روایتی خراسان و تصیح دست نوشته این گونه اشعار است . کتاب روایتی، شعری یوسف و ذلیخا را نیز در دست اقدام دارند .

گفتنی است ایشان متن قرآن کریم را ازاول تا به آخر در بیش از 500 غزل به زبان ترکی خراسانی با اسلوب خاص 19 هجایی و هشت بیتی سروده اند و درحال حاضر مشغول ویرایش آن می باشد به نظر می رسد در ادبیات ترکی کاری نو و منحصر به فرد باشد.  

 باتشکر جناب استاد تقی خسروی که اجازه انتشاراین مختصر بیوگرافی را به مادادند و با آرزوی توفیق بیش از پیش برایشان سه نمونه ازاشعار این شاعربزرگوار را درزیر آورده ایم. ترجمه فارسی این اشعار را جناب محمد خسروی برادر شاعرانجام داده اند، امید که مورد توجه قرارگیرد. 

 

آچ میخانه نی دولدور پیمانه نی

 

کیم سراغ ائدمیش بوگون بیرهمچو من دیوانه نی

                   تاکی گوردوم آغ اوزو او خال و او تک دانه نی

چه کسی سراغ دارد امروز همچو من دیوانه ای

                 تا که دیدم سفید روی باآن خال و آن تک دا نه را

شمع رخسارین یاخار هرلحظه مینگ پروانه نی

               منده بی پروا دئیرم کونگلومده(1)گورسن نامه نی

شمع رخسارت می سوزاند هرلحظه هزارپروانه را 

             من بی پروا می گویم در ضمیرم ببین  نامه را

آچ گینن میخانه نی دولدور گینن پیمانه نی

بازکن اکنون میخانه را و پرکن اکنون پیمانه را

 

ساچ لارین آچدین گنم حالیم خراب اولدی خراب

              اوز دولاندوردین گنم باغریم کباب اولدی کبا ب

گیسوانت رابازکردی دوباره حالم خراب شد خراب

              رویت را برگرداندی باز قلبم کباب شد کباب

هرسحرلر آچولان گئٶزوم پرآب اولدی پرآب

             آه وبیردیم ناله مه غوره شراب اولدی شراب

هرصبح گاهان چشمانم پرآب شد پرآب

            آه و ناله ام مانند غوره تبدیل به شراب شد شراب

آچ گینن میخانه نی دولدور گینن پیمانه نی

 بازکن اکنون میخانه را و پرکن اکنون پیمانه را

 

قاش آتارماقدان آله صبر و قراریم قالمدی

              نازیه منده نیاز حیف آه و زاریم قالمدی

از ابرو بالا انداختن در من صبر و قراری نمانده

              به ناز تو من نیاز مندم حیف آه و زاریم نمانده

چاپ میشام آرخایده گور تاب و توانیم قالمدی

              آب حیوان سن ده دور منده حیاتیم قالمدی

دویده ام پشت سرت ببین تاب و توا نم نمانده

              آب زندگانی در تواست درمن زندگانی نمانده

آچ گینن میخانه نی دولدور گینن پیمانه نی

بازکن اکنون میخانه را و پرکن اکنون پیمانه را

 

شاخ شمشادین هله بئلیم بوکولدو باخ منه

               اوج عزتده اوچان!پریم توکولدو باخ منه

شاخ شمشادی تو ولی کمرمن خم شد نگاه کن به من

             در اوج بی نیازی به پرواز پرهایم ریخت نگاه کن به من

دوشمیشام توپراغیه دئوزوم چوکولدو(2) باخ منه

               من خمار اندر خمار بندیم سوکولدو باخ منه

 افتاده ام بر خاکت زانوانم دولا شده نگاه کن به من

             من خمار اندر خمار بند بندم از هم باز شد نگاه کن به من

آچ گینن میخانه نی دولدور گینن پیمانه نی

بازکن اکنون میخانه را و پرکن اکنون پیمانه را

 

یئرده وگوکده یوخ تکین کن فیکون ده واحدی

              من ده یوخ دور اختیار کل جهان ده ماجدی

در زمین و آسمان نیست مانند تو در کن فیکون کردن واحدی

               درمن هیچ اختیاری نیست در کل جهان ماجدی

آرچه نین افعالینه احوالینه سن قائدی

               بئیز لره تک ساغری تک ساقیه ی تک شاهدی

   به حال و افعال آرچه(3) تو آگاهی

               به ما تک ساغر و تک ساقی و تک شاهدی

آچ گینن میخانه نی دولدور گینن پیمانه نی

بازکن اکنون میخانه را و پرکن اکنون پیمانه را

 

 آرتیرمالار و اتک لر:

1- کونگلوم به چند معنی است مانند: گلوگاه، دل، سراچه، ضمیر

2- چوکولدو ترجمه ای درفارسی ندارد مانند دولا شدن از بی حالی ، بی رمق ،بی حس

3- آرچه نام درخت سرو کوهی است که قرن ها سرزنده و شاداب است (تخلص شاعر می باشد )

 

 

آغاج یولی(سرگذشت دوتار)

 

غریب آغاج(1)ایلینده نجارالنه دوشدوم

             اره چکوب بوئینومه نبی(2)یادونه دوشدوم

به حروف ابجدسال 1316خورشیدی به دست نجاری افتادم

            هنگام برش گردنم با اره به یادحضرت ذکریای نبی افتادم

تیشه ووردور تپمه قولدن قولینه دوشدوم

             سوهان چئکدی ئیوزومه ساقدن سولومه دوشدوم

با تیشه سرم را می تراشید و ازاین دست به آن دست می شدم 

             و به صورتم سوهان می کشید و راست و چپ می شدم

تارلندرده تار منه بيردن زبانه دوشديم  

و سیم به من وصل شد و یهو به زبان آمدم

 

شهد و شکرمین ساچدیم بلبل کئمین گوللره

             آوازوم ائل ائیچینده دوشدو دیلدن دیللره

مانند بلبل شهد و شکرم را به روی گلها پاش دادم

             آوازم میان ائل به سرزبانها افتاد

باشا وردوم تویلره دوشدوم ائلدن ائللره

             غریب عاشیقدن دئدیم یاش دوندردوم گوزلره

به عروسی ها را سر زدم و ازدست بخشی به دست دیگری افتادم

     واز غریب عاشق (3)گفتم و درچشمان حاضرین اشک جمع کردم

آغاج یولینه گئزدیم نظم و عرفانه دوشدوم

و راه زیادی پیودم تا به نظم و عرفان درآمدم

 

بئیردن بئیر قارا طوفان منین یولیمی کئسدی

             بخشی دوشدور یامانه فلک بئلینی قئسدی

ناگهان یک طوفان سیاهی راهم رابرید (بخشی معتادشد)

            بخشی به بد دردی افتاد و فلک کمرم راشکست

کول باشیما سئورولدی محنت باغریمی باسدی

            منین قویدو گروده گئوزوم یولیندا آسدی

خاک به سر شدم و محنت جگرم را فشرد

             و مرا به گرو گذاشت و چشمانم به راهش ماند

جاهیل جوان الینده لا یفتنونه(4) دوشدوم

به دست جوانی ناشی افتادم تاامتحان پس دهم

 

بیان ایلرم بو گون نه لر گلدیر باشیما

               ایگیدلیقدا قوجالدیم باخما منیم یاشیما

بیان میکنم امروز چه ها آمد برسرم 

              درجوانی پیرشدم به سن و سالم نگاه نکن

قولاغ لاریم چئکیلدی دورناخ دئگدی دوئشیما

             کونگلوم یارالو قالدی ائل دئگمده ساچوما

گوشهایم بدون ملاحظه کشیده شد و ناخن به سینه ام کشیدند

            و قلبم زخمی ماند و دستی به گیسوانم کشیده نشد 

یاخشی کئوکا گلمدیم بیر یاریم جانا دوئشدیم

خوب کوک نشده و نیمه جان نواخته شدم

 

صدو(5) یئوردومدا قالدیم ولی غربت ایچیندا 

             حسینعلی صغیرنن بیگم خئله (6) ائلیندا

در صادو (سرزمین مادریم) ولی در میان غربت

             و دردست حسینعلی صغیر و مادرش بیگم خاله ماندم 

گئٶز یوم دوم واچاندا قئرخ اللیه یئتنده

              بند بندیم اوئزولدو منه سه لا (۷)وراندا

تا چشم باز کردم به سن چهل و پنجاه رسیدم 

و هنگام تعویض تخته نازک زیرین با تخته سه لا بندازبندم پاره شد

اومید ائله گوئلومده موندا زیندانا دوشدوم

با امید و آرزو در نهادم اینجا به زندان افتادم

 

خان محمدینو (۸)گئوردوم بئیر گون منی چالیدی

             کدخدانین اوغلو چوخ حسرتلی باخیدی

خان محمد یک روز مرا می نواخت بود

             و پسرکدخدا(شاعر) با حسرت زیادی به من نگاه می کرد

اونا یئتیشماسیدیم منیم گونوم باتئیدی

              منه یئتیشما سیدی اونون بختی یاتیدی

به اون نمی رسیدم خورشید بختم غروب می کرد

             و اون اگر به من نمی رسید بخت و اقبالش می خوابید

شیره خانلاردان تقی قوجاغنا دوشدوم

از قهوه خانه ها به آغوش تقی (شاعر) افتادم

 

تورقوزدوردور محنت دان توز تورپاقو تنیمدان

             ال چکدی باش غولاقیما اوپوج آلدی ساچیمدان

ازمحنت مرا درآورد و گرد و خاک مرا پاک نمود

              و دستی کشید به سرم و ازگیسوانم بوسه چید

اوستا طلب ائیلادوم چخوب اوستا دالیندن

              پرده لاریم باغلادو اسحاق (۹)اوغلو الیندن

جهت یادگیری دنبال استاد گشتم 

            و پرده هایم را پسراسحاق که نیمچه(استاد)بخشی بودبست

صفحه لیاندان سورا نیمچه بیانه دوشدوم

پس از صفحه انداختن به صورتم به نیمه زبان آمدم

 

غیوانه آشکارا قورخه قورخه چالوندم

              گاهی اونا خوش و بش گاه حسرتده قالدوم.

بطور پنهانی و گاهی آشکارا نواخته شدم

        گاهی خوش صدا و گاهی نیز ناشیانه نواخته می شدم

یاخشی اوستا تاپمادیم صبرو صلاته گئیردوم

              تقی دوشدو غربته عزم هجرت باغلادوم

استادخوبی ندیدم و مجبور به صبر و سکوت شدم

             تااینکه تقی به غربت افتاد و من هم عزم هجرت از دیارم بستم

خراساندان خوزستان سونرا تهرانا دوشدوم

ازخراسان به خوزستان بعد به تهران افتادم

 

هما (سردا قوناندا ) سعیده من یئتیشدوم

             استودیو لاردان کئچدیم اینترنیتا یاپوشدوم

به حروف ابجدسال1378خورشدی به سعیدتهرانی زاده رسیدم

             ازاستودیوها گذشته و از دنیای مجازی سردرآوردم   

وصال ایندی ال وروب چوخ سازلارا باریشدیم 

             حقیقتدان یول آچدیم نظم و عرفان دا بیشدوم

حال بخت یار شد و به وصال رسیدم و سازهای زیادی سازکردم

             استاد مسلم راپیدا و به سوی حقیقت و عرفان راه بردم  

ایشان طهرانی زاده استادالینه دوشدوم

و سرانجام به دست استاد تهرانی زاده افتادم.

 

آرتیرمالار و اتک لر:

1- سال 1316 خورشیدی. 2- ذکریای نبی.  ۳-از عشاق معروف ۴- قرآن کریم ، عنکبوت آيه ۳ و الذاريات آیه ۱۳ (آيا فکر ميکنيد دچار امتحان نمي شويد). ۵- مخفف صادق قلي که باني روستاي شغل آباد قوچان بوده؛ در قديم آن روستا بنام صدو معروف بوده است. ۶- قهوه خانه یا شيره خانه دار روستا. ۷- تخته سه لايي. ۸- نوازنده ميهمان در روستا   9- پسر اسحاق، حسين يوسف پور. 

 

آیه های قرانی

 

تاری من سندن بو دم بئیرلحظه دیدار ایسترم

             عرض حالیمه قولاخ ور سوزه گفتار ایسترم 

من بو بسم الله دان ابیات پربار ایسترم 

            باشوما بنده لیقی تاج گهربار ایسترم 

بئیر دئیل(زبان) پرذکرو فکر بسیار ایسترم

 

او بنای کعبه نی پایه قویان اولدی خلیل

                عرض ادب اتگین قبول ای السمیع ربیم جلیل 

امرینه تسلیم اولان لار کل مخلوق بی بدیل

            نیت یم سینه م دا گور اوبغض خنجربی دلیل

ربنا یا ربنا الهام بسیار ایسترم

(آیات ۱۲۶تا۱۲۹سوره بقره)

 

جام می لار پی به پی اندیشه دلداروم یتیر

         صفحه دونیا یوزون حسن ایله احسانم یتیر(برسان)

روز عقبا دا گنم او حوسنه کوپ جانیم یتیر

          دوزخ و اوت دان نجات ویر باغ رضوانوم یتیر

ربنا یا ربنا هم دین و دینار ایسترم

(آیه ۲۰۱ سوره بقره)

 

سن صبورین صبریمه(صبرمرا) ایوب تکین اتگین خدا

    استقامت ویر منه داغلار کمین من پا بجا

فتح ونصرت سن عطا قیل کفر ونفسیم بی بقا

       گلمیشم رقصان بویول ائل(دست) تودموشام بدرالدجا

ربنا یاربنا شهد شکربار ایسترم

(آیه ۲۵۰ سوره بقره)

 

شکرونی چوخ (زیاد) ائدرم بئیزدا چکلدیک بویوله (راه )

   یول ، عرفان یولو دور اوزگه یولو آتگین چو له

منت ین گئوز اوستونا کونگلومو چئکمه باطیله

      اجر کامل وئر منه بو ائله (دست)و الکن دئیله (زبان) 

ربنا یاربنا یولیندا اسفار ایستیرم

(آیه ۸ سوره آل عمران)

 

سایه سی باش اوستوما قالدو بئیزه آنا و آتا       

.....     سن منه قلدین عطا(درنسخه ناخوانابود)

چکمیشین عفو قلم بئیر توبه یا  مینگ مینگ خطا

    رحمت ائد عقبا گونی یاندور ما سن بئیر بیئر اوتا

ربنا یا ربنا سن لیق گوزل یارایسترم

(آیه ۷۴ سوره فرقان و۷و۸ سوره غافر)

ترتیب دهنده . آقای اسماعیل سالاریان

 

هری پاتر،

 

روزنامه بریتانیایی گاردین می‌نویسد که اولین کتاب جی. کی. رولینگ، خالق

شخصیت هری پاتر، که برای خوانندگان بزرگسال نوشته شده بامداد روز پنج‌شنبه به

وقت لندن وارد بازار شد.


 

قرار بود که دو بنگاه انتشاراتی و کتاب‌فروشی زنجیره‌ای در بریتانیا درهای

فروشگاه‌های خود را ساعت هشت صبح یعنی یک ساعت زود‌تر از موعد همیشگی

بگشایند و انتظار می‌رفت که در اولین ساعات فروش جمعیت زیادی برای خرید این

کتاب مراجعه کنند.

اما انتشار کتاب جدید موفق‌ترین و پرفروش‌ترین نویسنده جهان که «جای خالی

اتفاقی» نام دارد از هم اکنون به جنگی تجاری بر سر بهای نسخه‌های این کتاب دامن

زده و از سوی دیگر نقدهایی که تاکنون بر اساس معدود نسخه‌های بیرون‌امده از

کتاب نوشته شده همه مثبت نیستند. برخی از منتقدان می‌گویند که در این اثر خانم

رولینگ از آن جادوی همیشگی خبری نیست و برخی دیگر حتی این کتاب را ملال‌آور

توصیف کرده‌اند.


از آخرین کتاب از مجموعه «هری پا‌تر» تنها در اولین روز عرضه آن حدود هشت میلیون

و ۳۰۰ هزار نسخه در آمریکا و حدود دو میلیون و ۷۰۰ هزار نسخه در بریتانیا به فروش

رفت. اما در حالی که انتظار نمی‌رود که کتاب جدید خانم رولینگ یک چنین فروشی

داشته باشد، بنگاه‌های نشر و کتاب‌فروشی‌های زنجیره‌ای بریتانیا از هم اکنون آن را

بر اساس آمار پیش‌فروش پرفروش‌ترین کتاب سال توصیف کرده‌اند.

در همین حال نقد‌ها و واکنش‌های منتقدان به این کتاب متنوع بوده است. برای مثال،

ای‌ین پارکر، از نویسندگان هفته‌نامه ادبی «نیویورکر»، که با قراردادی ویژه با ناشر

کتاب تازه جی. کی. رولینگ توانسته است نسخه‌ای از آن را قبل از عرضه به بازار

بخواند می‌گوید که این کتاب بدون تردید فروش خوبی خواهد داشت و ممکن است

مورد توجه و علاقه فراوانی قرار بگیرد. از سوی دیگر منتقد ادبی روزنامه «گاردین»

می‌گوید که عاشق این کتاب شده است.

یکی از خبرنگاران خبرگزاری آسوشیتدپرس نیز در مورد کتاب جدید خانم رولینگ به نام

«جای خالی اتفاقی» می‌نویسد: «داستانی که ممکن بود اصلا ارزش خواندن نداشته

باشد با توجه به توانایی‌های نویسنده به کتابی خواندنی بدل شده و دلیل اصلی آن

توانایی خانم رولینگ در پروراندن شخصیت‌های پیچیده و پرورش آنها مثل آدم‌های

واقعی است.

اما منتقد ادبی روزنامه «نیویورک دیلی نیوز» نظر چندان مثبتی به این کتاب ندارد و

می‌نویسد: «خانم رولینگ باید‌‌ همان کار نوشتن برای کودکان و نوجوانان را ادامه

می‌داد. برخلاف همه انتظار‌ها و سرو صدا‌ها این کتاب واقعا ملال‌آور است.»


روزنامه گاردین یادآوری می‌کند که دبیران ناشر این کتاب به خوبی می‌دانند که این

کتاب تازه به عنوان اولین اثر جی. کی. رولینگ برای بزرگسالان ممکن است موفقیت

هری پا‌تر را نداشته باشد، ولی تاکید دارند که این کتاب در زمره آثار ادبی ماندگار قرار

خواهد گرفت. آنها معتقدند که خانم رولینگ از تمام آن چه در زمان خلق مجموعه

هفت‌قسمتی «هری پا‌تر» آموخته در این کتاب بهره گرفته است.


بهای این کتاب در بریتانیا بیست پوند تعیین شده است، ولی از هم اکنون

وب‌سایت‌هایی نظیر آمازون آن را به بهای تقریبا ۱۰ پوند در فهرست خود قرار داده‌اند.

بنابراین یکی از پیامدهای عرضه این کتاب جنگی گسترده بر سر فروش این کتاب به

بهایی ارزان‌تر برای رقابت و جلب مشتری بیشتر خواهد بود.