بشنو از نی ... حکایت می کند
مقدمه : هدف از تحرير اين نوشته٫ بررسى وابستگى تبارى مولانا و كوشش بيهوده و غير ممكن درجهت گنجانيدن وى درچهار چوب تنگ تعلقات ملى- قومى نيست، بلكه نگاهى است به برخى از اشعار تركى مولانا كه در چاپهاى ايرانى آثار وى و بررسيهاى محققين فارس مسكوت گذارده مى شوند.
نام: جلال الدین محمد بلخی رومی
نام پدر: بهاء الدین الولد سلطان العلماء
تاریخ و محل تولد: ۶ ربیع الاول ۶۰۴-- بلخ
مهمترین وقایع زندگی مولانا:
۵سالگی خانواده اش بلخ را به قصد بغداد ترک کردند.
۸سالگی از بغداد به سوی مکه و از آنجا به دمشق و نهایتاْ به منطقه ای در جنوب رود فرات در ترکیه نقل مکان کردند.
۱۹ سالگی با گوهر خاتون ازدواج کرد و دوباره به قونیه (محلی در ترکیه امروزی) رفت.
۳۷ سالگی در روز شنبه ۲۶ جمادی آلخر ۶۴۲ ه.ق با شمس ملاقات کرد. ۳۹ سالگی در ۲۱ شوال ۶۴۳ شمس قونیه رو ترک کرد.
معروفترین کتابهای مولانا:
دیوان شمس- مثنوی معنوی- فیه ما فیه – اشعار ترکی- دیوان کبیرترکی - تعبیرات و کلمات و ترکیبات ترکی. ملماتی بزبانهای ترکی عربی یونانی.
تاریخ و محل فوت:
در غروب روز ۵جمادی الاخر ۶۷۲ه.ق در سن ۶۸ سالگی در قونیه فوت کرد و در همین شهر به خاک سپرده شد و آرامگاهش در قونیه (ترکیه امروزی) محل زیارت عاشقان و شیفتگان این شاعر برزگ گردید .
مولانا جلال الدين محمد بن بهاءالدين محمد بن حسيني الخطيبي بکري معروف به مولوي بلخي يا ملاي روم، از نوابغ جهان اسلام٫ بزرگترين شاعر عرفاني مشرق زمين، برجسته ترين سخن پرداز وحدت وجودي تمام اعصار، يکي از انسانهاى عالي مقام جهان، در شمار اولياء و داراى بلندترين مقامات در ارشاد فرزند آدمي دانسته شده است. اين عارف بزرگ يکي ازبرگزيدگان نامي دنياي بشريت در وسعت نظر، بلندي انديشه، بيان ساده و دقت درخصال انساني بشمار رفته استּ پديده نادره اى چون "مولانا جلال الدين محمد بلخى رومى" كه منحصرا انسان و انسانيت را ترنم نموده بی شك فراتر از قيدهاى نژادى٫ ملى٫ زبانى٫ اعتقادى و زمانى است. مولانا از آن همه انسانهاست و آثارش جزء گرانبهاترين ميراث مشترك بشريت بشمار مى آيد.
جلال الدين محمد در افغانستان به دنيا آمد، در تركيه رشد يافته فقيهي عالي مقام شد و درحلقه آذربايجانيان پيرامونش مبدل به مولاى رومى گشتּ وي آفتاب درخشان فرهنگ عرفاني و معنوي جهان تركى و اسلام، كشورهاى تركيه و افغانستان، فخر آذربايجان و خراسان، از بزرگترين شاعران درجه اول زبان و ادبيات فارسى- تاجيكى و از پيشگامان تركى سرائى در غرب آسيا است.
خلقهاى فارس و تاجيك به حق مى بايست برخود ببالند كه چنين ابر انسانى٫ با آنكه خود فارس- تاجيك نبود، ديوان كبير و قران ناطق را به زبان ايشان سروده است. همچنانكه خلق ترك درتركيه به سبب روى آورد مولانا به سرزمين جنت نشان آناتولي و با آغوش باز پذيرفتن وى و همچنين قرارداشتن كعبه عاشقان دراين دياربرخود مى بالد و خلق ترك آذربایجان نيز به سيماهايى چون شمس تبريزى كه زاينده مولوى عارف و حسام الدين چلبى اورموى ملقب به ابن اخى ترك كه سبب بلا واسطه آفرينش مثنوى اند، به حق مباهات مى نمايد (١).
زبان مولانا
فارسى زمانى زبان ادبى آسياى جنوب غربى در منطقه اسلامى بوده استּ مولانا نيز ترجيح مىداده به زبانى كه جهان اسلام آن را بهتر مىفهمد بنويسد. ايندو، سبب اصلى فارسى نويسى وى بوده استּ مولانا از شعراى درجه اول شعر فارسى و از اعاظم ادب آن بشمار مىرودּطريقت مولويه نيز كه بعدا توسط جانشينش حسام الدين چلبى اورموى و فرزندش سلطان ولد بنيادگزارده شد، تا ديرزماني به عنوان ممثل و نماينده زبان و ادب فارسى در آسياى صغير عمل نموده است. با اينهمه در كنار آثار مولانا (و سلطان ولد) به فارسى٫ آثارى ازايشان به زبانهاى عربى ادبى (فيه مافيه) و نيز اشعارى به ترتيب مقدار به زبانهاى عربى عامى٫ تركى و يونانى محاوره اى آناتولى قرون وسطي در دست است كه برخى از آنها تدقیق و چاپ شده اند .
آثار يوناني مولانا
روابط مولانا با يونانيان آناتولي بسيار خوب بوده، بارها همران خانواده خود در صومعه يونانى "اگيوخاريتونا" حاضر گرديده و ضمن گفتگو با راهبه هاى اين صومعه به عبادت پرداخته است. حتى ادعا شده كه مولانا مطالعاتى در زمينه زبان يونان باستان داشته و به شكلى عالى بر زبان يونانى مسلط بوده است. به همه حال آنچه قطعى است اينكه رومى و فرزندش سلطان ولد علاوه بر زبان تركى، هر دو زبانهاى فارسى و عربى و يونانى نيز مىدانسته و اشعارى به اين زبانها سروده اند. زبان يونانىاى كه مولانا در اشعار خود بكار برده٫ نه يوناني ادبى، بلكه زبان يونانى مردمي و محاوره اى قرن سيزده رايج در قونيه بوده است. احتمالاً بعضي از آوازهاي محلي و بومي يونانى وي را برانگيخته كه قطعاتي به اين زبان بسرايد. ابيات يونانى مولانا با جملات عربى و فارسى و كلمات تركى در هم آميخته و به الفباى عربى- تركي نگاشته شده اند. (ابيات يونانى سلطان ولد افزون تر است. در رباب نامه: ٧٧٤٥بيت فارسى٫ ١٥٧ بيت تركى٫ ٣٥ بيت عربى و ٢٢ بيت يونانى موجود است). در مورد آثار يونانى مولانا و تاثير پذيرى وى از فلسفه و فرهنگ يونانى تاكنون آثار متعددى ازجمله از طرف خانم ليانا ميستا كيدو مترجم مثنوى به يونانى چاپ شده است.
يادگارهاى تركي مولانا
مولانا زبان مادريش تركى را نيز در آثار خويش بكار گرفته استּرومى و فرزندش گر چه اساسا نوشته ها و سروده هايشان را به سنت ادبى عصر خود، به فارسى بر قلم آورده اند- به نهضت تركى نويسى در آناتولى پيوسته و از خود اشعار پندآميز و راهنماى سروده شده به تركى در خطاب مستقيم به توده هاى مردم و نيز ملمعاتى به زبانهاى عربى٫ تركى و يونانى بيادگار گذارده اند. ابيات تركي و يونانى سلطان ولد افزون تر از مولانا است.
اشعار تركي:
آنچه ازاشعار مولوي به زبان تركي در ميان آثار وى و به طور پراكنده تا به امروز حفظ شده و بدستمان رسيده است، بسيار كمتر از آن چيزي است كه در بعضى از تذكرهها و ديوانهاى شعراي پيشين به آنها اشاره شده است. به عنوان نمونه ديوان كبير كه اثرى به فارسى است علاوه بر اشعارى به عربى و يونانى، داراى حدود ٢٠٠ بيت تركى (غزل٫ قطعه٫ تك بيتى٫ و ملمع) نيز مىباشد. اشعار تركى اى كه در پايان ديوان كبير آمده اند٫ تاكنون در دبوانهاى چاپ ايران وارد نشده اند.
ملمعات تركي:
مولانا برخى از اشعار ليريك و غزليات خويش را به شكل ملمعاتى با مهارت آميخته شده از عربى و فارسى و تركى و ارمنى بوجود آورده است. اين ملمعات كه در نظر اول٫ آشفته و غيرقابل درك به نظر مىآيند٫ كوشش وى براى بيان چند لايه اى و درك تجربه حقيقى اند. صاحبنظران، بخشهاى تركي ملمعات مولانا را نشانگر حاكميت آشكار و احاطه بدون مباحثه مولانا بر دقايق و ظرايف زبان
تركيبات تركي:
در آثار مولانا به تعبيرات فراوان تركى شامل واژگان محاوره اى٫ نقل قولهاى تركى و خطابهايى به تركان نيز برخورد مىشودּ
كلمات تركي:
بخشي ازكلمات تركى آثار مولانا، كلمات تركي خودى شده موجود در زبان فارسى هستند كه بويژه در زبان اغلب مولفين فارس كه در تماس با تركان بوده اند يافت مىشوندּ (شمار اينگونه واژگان تركي موجود در زبان فارسي و لهجه هاي گوناگون آن تا بيست هزار تخمين زده ميشود)ּ(٢)ּگستره اين كلمات همه لايه هاى گوناگون ذخيره لغوى زبان تركى، از واژگان تركى ادبى، باستانى، لهجه اى و محاوره اى را در بر ميگيرندּ مولانا در ميان كلمات و ابيات تركى خود، واژه هايى مربوط به لهجه تركي اى كه زبان مادرى اش بوده و در تركى آسياى صغير مرسوم نبوده اند مانند بايراشماق٫ بوْلماق٫ گميشمك٫ قيغيرماق٫ اؤكوش٫ گؤيچه�ك٫ دئييش و غيره را نيز بكار برده است. برخى از اين واژه ها مانند واژه چيكگنه به معنى كوچولو، امروز نيز عينا در زبان تركى آذرى (لهجه هاى آذربايجانى و خراسانى) رايج اند. (٣)
تعبيرات تركي:
ادعا شده است كه مولانا در اشعار فارسي خود، بياني تركي داشته ، تركي انديشيده و فارسي سروده است و در اين ميان بسياري از اصطلاحات تركي را به فارسي برگردانده استּحتى محمد خولوصى در كتاب يئددى اؤيوت (ترجمه تركي مجالس سبعه) مىگويد كه اصل مجالس سبعه، خطابه و وعظهاى هاى مولانا به مردم قونيه به زبان تركي است كه از سوى كاتب به زبان فارسي ترجمه شده استּ او اين ادعاى خود را بر كيفيت ادبي بسيار پائين و آشفتگى عبارات و اسلوب موجود در اين اثر، كه به هيچ وجه با فصاحت و كتابت مولانا قابل جمع نيستند مستند مىسازدּ
ديوان كبير تركي
در برخي منابع از ديواني بزرگ به زبان تركي و همچنين اشعار تركى منتسب به مولانا سخن مىرودּ سامى نيهات بانارلي در كتاب "رسيملي تورك ادبياتي تاريخي" از مولوي به شكل نخستين كسي در آناطولي كه ديوان بزرگي به تركي ترتيب داده است ياد مىكندּ دكتر ح. محمدزاده صديق"دوزگون" در كتاب سيري در اشعار تركي مكتب مولويه به اين نكته اشاره كرده و مىگويد اين ديوان حاوي اشعار پر طنين و پر شوري - بخشي از آن سروده شده در وصف ائمه اطهار - بوده و صوفيان و دراويش ابيات آن را به صورت ترجيعبند تضمين و در محافل مجالس خود اجرا مى نموده اند. وى با اشاره به تاثيرپذيرى شعراي آذربايجان و ترك زبان از مولانا اضافه مى كند كه پس از مولانا، بسيارى مانند باقى از شعراى بزرگ دربار عثمانى بر اشعار تركي مولانا نظيره ها گفته آنها را تضمين و استقبال كرده اندּ او، پيدايش مكتب مولويه در ميان دراويش را نيز گواهى بر وجود ديوان كبير تركي شمرده استּ البته همه اين ادعاها و ملاحظات، محل مباحثه جدى بوده و بى شك محتاج به اثبات علمى و ادله محكم اندּ(٤)
بنا به همين مولف، "غريبي" شاعر و ناثر آذربايجاني عهد شاه تهماسب صفوى در كتاب "تذكره مجالس شعراي روم" خود كه به زبان تركي و در تبريز تأليف نموده است، ذكر و توضيحات مفصلي از مولانا و هم مطلبي در باره اشعار تركي وي دارد:
"اعلم المحققين و افضل العارفين؛ فريد المله و الدين مولانا جلال الدين قدس سره" دورور كى عجم ويلايتلرينده "ملاي روم"و روم ايقليمينده "موولانا خونكار"دئوم (؟) ايله مشهور و معروفدور.
اولدورور سردفتر-ى اهل-ى كيتاب
سيرر-ى گوفتاريندا عاجيزدير فوهوم
ּּּּּ قارامان ويلايتينده و قونييه شهه�رينده واقيع اولموشدور و مرقد-ي پورنورلارى همان آندادير. مؤولويلر خانقاهي و مواليلر زييارتگاهيدير ...... بو موختصر اول طوطي-يى شكريستان-ى حقيقت(ين) ايسم-ى شريفي ايله قيليندي..... و توركي اشعاريندان بو مطلع و حوسن-ى مطلع، دوازده ايمام عּ(ين) اووصافين (دا) يازديغي بندلرندير: (از اشعار تركى مولوي، مطلع زير از ابياتي است كه در اوصاف دوازده امام سروده است):
اولار كيم بنده-يى خاص-ى خودا دير٫
موحيبب-ى خاندان-ى موصطفا دير.
حقيقت كعبه سينين قيبله گاهى٫
ايمام و پيشواميز مورتضا دير.
و بو بئيت داخي درويشلر پندي ايچون اول بولبول-ى گولوستان-ى ايره�م(ين) نوطق-ى جانبخشيندن واردير كه اهل-ى گوفتار، اشعارلارينا بو بيئت ايله رؤونق وئريب، ترجيع بند قيلميشلاردير: (و اين بيت مخصوصاً از جهت پند درويشان از بلبل گلستان ارم و نطق جانبخش او آمده است كه اهل گفتار ، اشعار خود را با اين بيت رونق داده و ترجيع بندهايي باآن ساخته اند).
دينمه٫ گؤزه ت٫ باخما٫ چاپار قوشما هئچ!
ريند-ى جاهان اول٫ يورو، توخونما٫ گئچ!
بررسيهايى در باره اشعار تركى مولانا:
در باره آثار توركى مولانا٫ تركولوگها و زبانشناساني مانند پرفسور دورفر، سالئمان٫ يالت كايا، منصوراوغلو و كؤپرولو٫ تحقيقاتى و از تركهاى ايران پرفسور ح. م. صديق٫ پروفسور ج. هئيت و از تركمنها نيز نوشته هائى دارند. با اينهمه متاسفانه تاكنون نه تمام اشعار و ابيات و نه تمام كلمات و تعبيرات تركى مولانا يكجا گردآورى و به لحاظ ادبي و زباني تدقيق نشده اندּ
نمونه ايى از اشعار تركى مولانا:
ايلك قوشوق- شعر اول:
اوسون وارسا ائى عاقيل
زينهار مالا آلدانماغيل!
شول نسنه نى كيم سن قويوب
گئده سين اول بوندا قالا
سن زحمتيني گؤره سين
دونيا مالينى دوره سين
آنلار قاليرلار خرج ائديب
آنمايالار سنى بيله
سنى اونودور دوستلارين
اوغلون٫ قيزين٫ آروادلارين
اول مالينى اوله شه لر
حئساب ائديب قيلدان قيلا
بير دملييه آغلاشالار
آندان باريب بايراشالار
سنى چوخورا گؤموشوب
تئز دؤنه لر گوله گوله
قيلمايالار سنه وفا
بونلار باي اولا، سن گدا
سنين اوچون وئرمه يه لر
بير پارا اتمك يوخسولا
بوگون سئوينيرسين منيم
وار دييه آغچام، آلتينيم
آنمازمىسين اول گونو كيم
مؤحتاج اولاسين بير پولا؟
اول مال دئدييين مار اولا
حاقق ين گؤزونده تار اولا
هرگيز مدد بولماياسين
چئوره باخيب ساغا، سولا
منابع و برخى ازآثارى كه به سروده هاى تركى مولانا پرداخته و يا به آن اشاراتى كرده اند به قرار زيراند:
۱- Şerefettin Yaltkaya, Mevlana�da T�rkce kelimeler ve şiirler, T�rkiyat Mecmuasi, 1934, cilt IV, s 111-167
۲- Mecdut Mansuroğlu, Mevlana Celaleddin Rumi�de T�rk�e Beyit ve İbareler. T�rk Dili Araştırmaları YIL 1954.
۳- ural-Altaische Jahrbucher: mawlawi Turkische Verse: von mecdut mansuroglu (istanbul). Wiesbaden � 1960.
۴- Salemann, Noch einmal die Selschukischen Verse, Melanges, Asiatiques, X, ilave 222-237
۵- Abd�lbaki G�lpınarlı. Mevl�n� Cel�leddin. İnkil�p Kitabevi
۶- Rafael Blaga, Handbook of the Iranian Peoples.
۷- P. Burgui�re, R. Mantran: Qulques vers grecs du XIII e si�cle en caract�res Arabs; Bruxelles, 1952. Byzantion.
۸- Ragim Sultanov, Solva tiurkskogo proiskhozhdniia, Vstrecha - iu shsciesia V Mesnevi Dzhaladdina Rumi. V kn.: Voprosy iranskoi filologii, Baku, 1966, S 75-87. - Na azerb. iaz.
۹- Fuat Bozkurt, T�rklerin Dili
۱۰ M. Fuat K�ِpr�l�, Yeni F�riside T�rk Unsurlar, T.M. 1942, VII-VIII, c�z 1, 1-16.
۱۱- İslam Ansiklopedisi, Mevlana Maddesi
1۲- برخى از آذربايجانيان پيرامون مولانا - حميد دباغى
۱۳- اشعار تركي مولانا - بشنو از ياد خوش حضرت مولانا-ملاعاشور قاضي٫ بيبي مريم شرعي
۱۴- تاريخ زبان و لهجه هاى تركى٫ دكتر جواد هئيت
۱۵- سيرى در اشعار تركى مكتب مولويه- دكتر حسين محمدزاده صديق.
محمد احمدییم 1342-ینجی ایلده ميیانانین مئیهاوا کندینده (بوزقوش داغینین آلت الینده)