یونسکو، بدنبال اعلام سال ٢٠٠٧ به نام سال عارف نامی مولانا جلال الدین رومی (اصلا از ترکان خراسان)، سال ٢٠٠٨ را به ‌نام ‌محمود کاشغری زبانشناس مشهور ترک (اصلا از ترکان اویغورستان) و سال ٢٠٠٩ را نیز به‌ نام دو شخصیت ترک دیگر یعنی حاج بکتاش ولی (اصلا از ترکان خراسان) و کاتب چلبی (از ترکان آسیای صغیر) ثبت و نام‌گذاری کرده است. قابل توجه است که گنجاندن نام حاجی بکتاش ولی در این لیست، بالذات از طرف یونسکو  و دیگر شخصیت ها از طرف وزارت فرهنگ ترکیه پیشنهاد شده بود.

 "حاجی بکتاش ولی نیشابوری" (١٢٧٠-١٢٠٩) داعی باطنی، قدیس، فیلسوف، ولی و انسانگرای بزرگ، از تورکان نیشابور خراسان است. وی از نخستین مشوقان و اشاعه دهندگان زبان و ادبیات ترکی در آسیای صغیر است.

از جمله برخوردهای "مولانا جلال الدین رومی" با جریانات آذربایجانی، دیدار و تماس وی با "حاجی بکتاش ولی خراسانی" است. این هم از ولایت نامه که شرح حال "حاجی بکتاش" را باز می گوید و هم از مناقب العارفین که ترجمه حال "مولانا" را می دهد به سهولت بدست می آید.

"مولانا" و "حاجی بکتاش" هر دو ترک خراسانی بوده اند. ("مولانا" از بلخ، و "حاجی بکتاش" از نیشابور) و هر دو طریقت مولویه و بکتاشیه که پس از وفات ایشان و بنام ایشان در آسیای صغیر پدیدار شده است می باشند که در اطراف ترکیت و خراسانیت تشکل پیدا نموده است. نیز هر دو در اتمسفر فرهنگی همسانی تربیت شده، در تاریخ کمابیش یکسانی به آسیای صغیر– آناتولی مهاجرت نموده و هر دو انسان را به عنوان پدیده ای مقدس پذیرفته و آنرا با کلام و اشعار خویش تقدیس نموده اند.

آبدالان روم (اوروم آبداللاری) که مهر خود را بر امر تشکل هویت و فرهنگ ترکی آسیای صغیر و جنوب غربی اروپا زده اند، عمدتا از درویشان و غازیان تورکمان- تورک (آذربایجانی و خراسانی) بودند که در قرون 11-13 از آذربایجان و خراسان با نام "خوراسان ارنلری" و "خویلولار" و... به آناتولی روی آورده اند. "ساری سالتوق" ، "بابا الیاس" "حاجی بکتاش" هر سه از ترکهای از خراسان، "آبدال موسی" ، "گئییکلی بابا" اخی ائوره ن هرسه از خوی، "شیخ بوزاغی" از مرند، ،  و.... از پیشگامان تورکمانان هستند که در فتح ممالک بیزانس در آناتولی و بالکان بدست ترکان و گسترش اسلام در این نواحی پیشگام بوده و اشتراک داشته اند.

بسیاری از بنیانهای فرهنگ ترکی-آذربایجانی بلاواسطه در ارتباط با خراسانند. تاریخ ترکی ادبی در ایران، آذربایجان و ترکیه، با اشعار شعرای خراسان آغاز می شود. نخستین محصولات ادبی ترکی آذربایجانی و ترکی ترکیه نیز توسط ترک های خراسان که به غرب مهاجرت کرده بودند، آفریده شده است. چنانکه موسس زبان شعری ترکی آذربایجانی، صوفی حروفی "حسن اوغلو اسفراینی" (قرن 14) و موسس زبان شعری ترکی آناتولی "خواجه دخانی خراسانی" هر دو از ترکان خراسان بوده و درآنجا ظرافت و زیبایی های زبان ترکی را آموخته اند. در ایران خراسان همچنین (در خارج از آذربایجان) در دوران معاصر پیشگام تدریس زبان ترکی در مدارس بوده است.

یاد آوری می شود بزرگترین استاد-بخشی موسیقی مردمی ترک، فارابی زمان "حاج قربان سلیمانی" نیز از ترکان خراسان است. منتقدين اروپايی موسيقی به او لقب «گنجينه ملی واقعی» دادند. بسياری حاج قربان سليمانی را يکی از مهمترين و برجسته ترين هنرمندان معاصر ايران شمرده اند. موسيقی، نوازندگی، خوانندگی، اشعار ترکی و فارسی و کردی او که آنها را به لهجه خاص ترکان شمال خراسان می خواند و می نوازد هر گونه مرز و سد زبانی را در هم می نوردد و به هر گوشی خوش می نشيند.

بسیاری از مشاهیر ترک و آذربایجانی از جمله نخستین شاعر ترکی سرای ایران و آذربایجان "حسن اوغلوی اسفراینی"، نیز "عمادالدین نسیمی شیروانی" از اعاظم ادبیات جهان ترک و همچنین جهان شاه قاراقویونلو حقیقی که از اعاظم ادبیات ترک شمرده می شود، از حروفیان و "محمد فضولی بغدادی" -که شکسپیر ادبیات دنیای ترکی خوانده شده است- منسوب به بکتاشیان بوده اند.

منابع:

1-.« شهبازی، عبدالله - طریقت بکتاشی»،

2- « وب‎گاه رایزنی فرهنگی و توریستی سفارت ترکیه در ایران»،

3- « وبگاه موزه های ترکیه : موزه درگاه حاجی بکتاش »،

4- « وبگاه کاپادوکیا ترکیه »،

5- « ویکی پدیا "حاجی بکتاش"»

اسماعیل سالاریان