شاهی اردبیلی
اي هرزه گياه باغ ايران اي روبه سرزمين شيران
بازي ننماي با دم شير هر چند به دست اوست زنجير
توهين ننما به قوم و كيشم كز هر جهتي من از تو بيشم
در محضر تورك ادب نگه دار سر خم كن و حرمت و ادب دار
ما با ادبيم با ادب باش از بي ادبي گزيده لب باش
ما تورك غيور و قهرمانيم ما سرور مردم جهانيم
ما ملت قهرمان توركيم ما مرد م سرزمين گرگيم
پا چون به حريم ما گذاريد ساكت شده پارس كم نماييد
روي تو اگر كمي حيات داشت انديشه تو اگر صفا داشت
گر احمق و بي حيا نبودي در مانده و بي نوا نبودي
در خانه دل ترا چو كس بود فرمايش شهريار بس بود
اما چه كنم كه بي حيايي تو مظهر جوري و جفايي
خود بند ادب گسسته خواهي خود حرمت خود شكسته خواهي
اي مظهر هرفساد وپستي هان حرمت عارفان شكستي
بنگر كه چه بي اصالتي تو بي حرمت و بي لياقتي تو
دراوج كلاس بي كلاسي تو وصله زشت يك لباسي
حيف است بگويمت خري تو تهراني لوس وعنتري تو
آویزه گوش كن از اين پس هر روز و زمان و پيش هر كس
زين بعد به هر كجا رسيدي هر جا كه نشان ز تورك ديدي
برخيز و وفاي خود نشان ده درمحضر تورك دم تكان ده
يادت نرود ولو به گاهي اين گفته ماندگار شاهي
"استادشاهی اردبیلی"
محمد احمدییم 1342-ینجی ایلده ميیانانین مئیهاوا کندینده (بوزقوش داغینین آلت الینده)